|
كــــــاروان عشــــــــق
سمت خدا
نخستين بانويي كه روز رستاخيز به شفاعت امت برمي خيزند حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) هستند اين روزها كه به نام ايشونه فراموش نكنيم و خيلي غرق فرعيات نشيم . شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | 13:32 | ريحانه |
مادر ، چون پروانه ای است گرد شمع وجودی فرزندان اوست که در بیماری فرزند ، چون پرستاری مهربان در تب و تاب است تا سلامت را به دردانه اش بازگرداند در شادی اش اشک شوق می ریزد در شکستش ، امید می دهد در پیروزی اش نشاط می بخشد و در خوشبختی اش می کوشد آری ! احسان به اوست که در ردیف یگانه پرستی الله جای دارد " و قضی رَبُّک الّا تَعبُدوا الّا ایّاه و بالوالدین احسانا " ( اسراء/24)
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 | 5:51 | ريحانه |
زائر حریم عصمت بودم - بعد از سال ها، که از کودکی ام می گذشت - بدون خانواده ، با کاروان عشّاق اولین بار بود که تنهایی سفر می کردم به خاطر همین در کنار همه ی خوبی ها و شیرینی هایش ، سختی هایی هم داشت که به ضعف خودم و عدم تجربه ام پی بردم . آرزو دارم باز هم زائرش باشم السلام علیک ِ یا فاطمة المعصومة ( سلام الله علیها ) و چه شوق و امیدی در جمکران موج می زد احساس می کردم ، مکانی است خصوصی که می توانم با امامم حرف دل بگویم . السلام علیکَ یا بقیة الله فی ارضه ( سلام الله علیه )
عكاس : ريحانه
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 | 6:23 | ريحانه |
روز معلم بر تمامی زحمت کشان این عرصه به خصوص اساتید عزیز خودم مبارک
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 | 6:12 | ريحانه |
چه هيجان و شوري داشتم دوست داشتم از همه زودتر وارد شوم بعد از ورود در رديف اول نشستم ، حدود 30 دقيقه چشم انتظار ورود آقا بوديم در اين مدت ، پرده ها و نوشته هاي ديوار ها را مي خوانديم جالب بود ! بيشترشان عربي بودن ، بدون ترجمه . و خوبي اش همين بود كه انسان را به تفكر و كوشش وادار مي كرد تا مفهومش را درك كند زمان انتظار به سر رسيد يكي از خدّام آقا وارد شد ، پرده را كنار زد در اين هنگام مردي ملكوتي با عمامه اي مشكي و ابهتي گيرا وارد شد اشك در چشمانم حلقه زد منتظر بودم لب بگشايند و گوهري ناب هديه بگيرم آغاز سخن نمودند : "و قضي رَبّكَ الّا تَعبُدوا الّا ايّاه و بالوالدَين احسانا" اين روزها چقدر اين آيه را مي شنوم و اين از اهميت بالايش حكايت دارد ادامه دارد .... دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 | 11:29 | ريحانه |
جمعی دوستانه و استاد و شاگردی ، تشکیل شده بود . آغاز جلسه یکی از شاگردان این آیه را تلاوت کرد : و قضی ربُّکَ ألّا تَعبُدوا الّا ایّاه و بالوالدَینِ احسانا ..... و قُل لَهُما قَولاً کریماً ( أسراء / 23 ) بعد از نوای دلنشین قرآن ، استاد علم و معرفت فرمودند : " اگر می خواهید در سیر الی الله میانبر بزنید ، یک راهش احترام به پدر و مادر است ؛ پیشانی پدرتان و دست و پای مادرتان را ببوسید ، چه اشکالی دارد ! خوشحال می شوند ." و راه دیگرش که بسیار لذت بخش است و هر عاشق و مُحِبّی آرزوی آن را دارد ، خلوت کردن با معبود و معشوق هستی در سحرگاه است . " حتی شده 10 دقیقه قبل از اذان صبح برخیزید و یک رکعت نماز بخوانید ." و این دو را بر ما تکلیف کردند چنان که خداوند در آیه 79 سوره أسراء تهجّد را بر پیامبرش تکلیف کرد : " و من الّیل فَتَهَجّد به نافلة لّک عسی ان یّبعثک ربُّک مقاماً محموداً "1 بیایید از همین امروز آغاز کنیم ؛ خودش یاریمان می کند که فرموده است : " هر کس یک قدم به سوی من بردارد ، دوان دوان به سویش می آیم " 1- محمود یعنی پسندیده و منظور مقام شفاعت کبری است . نیاز نوشت : یکی از مواردی که در این سرای وانفسا هر کسی به دنبال آن می گردد ، شادی و نشاط است که هر کس به طریقی در جستجویش است ولی غافل از نماز گرانقدر شب که شادی وصف ناپذیری ایجاد می کند . و دائمی نیز می باشد . پس بگو یا علی و آغاز کن . ذکر نوشت : در ارزش نیکی به پدر و مادر هم همین بس که بلافاصله بعد از حکم قطعی ( قضی ) به یکتا پرستی ، احسان به والدین بیان شده است .
سلام بر زائران حریم عشق که در راه پیمودن میانبر مغفرت و رحمت الهی هستند . پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 | 4:33 | ريحانه |
خیلی خوبه که آدم جایی زندگی کنه و کسانی رو داشته باشه که به خوب و بد رفتارش ، به خنده و اخمش ، به سلامتی و امراضش و به مثبت و منفی بودنش عکس العمل نشون بدن و بی تفاوت نباشن. خوبی ها = عکس العمل مثبت ، تشویق و ترغیب بدی ها = عکس العمل منفی ، تحذیر و تنبیه ************** شکر خدایی که مرا جایی قرار داده است که بتوانم خودم را بشناسم ، فطرت پاکم را پیدا کنم و غربال شوم و شکر آفریننده ای که دوستانی عطایم کرده است که تلاش می کنند مرا از بدی ها و زشتی ها برهانند و سپاس از شما دوستان و عزیزانی که خوبی ها و بدی هایم را چون آیینه ای شفاف به من می نمایانید " مَن لم یشکُرِ الخالقَ لم یشکَرِ المخلوقَ "
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 | 3:59 | ريحانه |
خداوندا ، هاله ای از خودبینی و جمود مرا احاطه کرده است سنگی به سنگینی کوه در مقابلم مانع شده است سنگی که پر شده از غفلت و بی توجهی معبودا ، دعایم در هنگام اوج گیری ، مُهر " صعود ممنوع " خورده است از حبس دعا در حصار خویشتن ملولم و درمانده نا خالصی ام مانع اجابت دعایم شده است خداوندا ، بارها ندای " توبوا الی الله توبة نَصوحا1 " را شنیده ام اما در ادای نصوحیتش درماندم پروردگارا ، مزرعه خشکیده دلم را با آب رحمت و عفوت ، حیات ببخش و گناهانی که دعایم را در غل و زنجیر کرده است را به غفاریتت ببخشای " اللهم اغفرلی الذنوب اللتی تحبس الدعا "
شهید نوشت : 1 - سوره مبارکه تحریم / آیه 8 جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 | 5:49 | ريحانه |
از کجاش براتون بگم ؟ از بازاراش ؟ از خیابوناش ؟ از آدماش ؟ از چهارراه مشرف به حرم می گم ؛ که هر کسی از اونجا عبور می کنه ، دست به سینه تعظیم می کنه و به آقا عرض ادب داره از بازارای اطراف حرم که داد می زنه : بدو 2000 تومان حالا چی باشه مهم نیست ، مهم اینه که ارزونه بابا خُب نیاز ندارم ، هر چی می خواد باشه ! از دختراش می گم که موهاشونا زیر روسری مثل کوهان شتر درست کردن از پسرایی که موهاشونا با یه سطل ژل مثل جوجه تیغی می کنن چه تمایلی دارن به چنین شباهتای پستی! مگه انسانیت چشه ؟ خیلی دلم گرفته آهای مردم آهای آدمای نامهربون شما رو به خدا این چه وضع پوششه اینجا محضر خداست ( عالم محضر خداست ، در محضر خدا معصیت نکنید / امام خمینی رحمة الله ) متأسفم برای خودمون که چادر به سر داریم و حجابمونو رعایت کردیم اما فریضه ی بزرگ امر به معروف و نهی از منکرو فراموش کردیم فریضه ای که پایندگی اسلام به احیای اون بستگی داره فریضه ای که سر آقامون ، امام حسین (علیه السلام )، به خاطر احیای اون از تن جدا شد وای بر مایی که از کنار چنین انسانای غرب زده ای رد می شیم و سکوت می کنیم اگه سر راه این موجود محترم چند نفر تذکر بدن ، به کار اشتباهش پی می بره اما وقتی که با نگاه بی تفاوت مردم با پوزخند زشت مردم مواجه می شه چه جایی برای اصلاح باقی می مونه ؟ وای بر ما که نماز می خونیم ولی ... پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) در حديثی در مورد زنان آخر الزمان مي فرمايند: نمي شود». جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 | 5:45 | ريحانه |
از کجاش براتون بگم ؟ از بازاراش ؟ از زیر گذر حرمش؟ از خیابوناش ؟ از زائرای حرمش؟ از حرم مطهرش ؟ از چهارراه مشرف به حرم می گم ؛ که هر کسی از اونجا عبور می کنه ، دست به سینه تعظیم می کنه و به آقا عرض ادب داره از بازارای اطراف حرم که داد می زنه : بدو 2000 تومان حالا چی باشه مهم نیست ، مهم اینه که ارزونه بابا خُب نیاز ندارم ، هر چی می خواد باشه ! از دختراش می گم که موهاشونا زیر روسری مثل کوهان شتر درست کردن از پسرایی که موهاشونا با یه سطل ژل مثل جوجه تیغی می کنن چه تمایلی دارن به شبیه حیوون شدن ! مگه انسانیت چشه ؟ خیلی دلم گرفته آهای زائرایی که می یاین پاووس مشهد الرضا ! آهای مشهدی هایی که همسایه ی بهترین خلق خدایین ! شما رو به خدا این چه وضع پوششه اینجا مشهده مجلس عروسی که نیومدین متأسفم برای تویی که چادر به سر داری و برای تویی که حجابتو رعایت کردی اما فریضه ی بزرگ امر به معروف و نهی از منکرو فراموش کردی فریضه ای که پایندگی اسلام به احیای اون بستگی داره فریضه ای که سر آقامون ، امام حسین (علیه السلام )، به خاطر احیای اون از تن جدا شد وای بر مایی که از کنار چنین انسانای غرب زده ای رد می شیم و سکوت می کنیم اگه سر راه این موجود محترم چند نفر تذکر بدن ، به کار اشتباهش پی می بره اما وقتی که با نگاه بی تفاوت مردم با پوزخند زشت مردم مواجه می شه چه جایی برای اصلاح باقی می مونه ؟ وای بر ما که نماز می خونیم ولی ...( ویلٌ لِلمُصَلِّین ) سه شنبه هشتم فروردین 1391 | 6:49 | ريحانه |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |